خرید بک لینک

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar22.com

سه سال از کلبه تنهاییم گذشت ....

سه سال گذشت ولي افسوس ......

افسوس كه هيچ كس منو درك نكرد.......

كسي نتونست توي اين يك سال مرحم درد شبهام باشه......

خيلي بده كسي رو كه خيلي دوستش داري

ازت جدا بشه ......

واسه هميشه ....


زمونه ازم پرسید چه کسی رو از همه بیشتر می خوای

از اونجایی که رسم زمونه اینه که اونی که دوستش داری رو ازت می گیره !

منم چیزی از تو نگفتم .............

دیگه حوصله هیچ چیزو هیچ کسی رو ندارم . . . . . .


از زندگی خسته شدم،

از تکرار روزهای خسته،

از شبهای تنهایی ،از دوستان بی معرفت،

از همه مردمانی که حرفهایشان دروغ و تکراری است.

نمی دانم چگونه زندگی کنم !

چگونه زندگی کردن را از یاد برده ام ...

همه جا را سکوت سرد و دلتنگ کننده ای فرا گرفته

دلم برای شادی ها تنگ شده برای خنده های بلند...


خداوندا در اين دنيا گناهم چيست؟

به غير از عاشقي پشت و پناهم چيست؟

نمي دانم كي ام،گم كرده ام خود را!

در اين بي فصل بودن گناهم چيست؟

زبانم مثل سنگي سخت و ساكت شد.

نمي دانم دلیل اين شعرهاي گاه گاهم چيست؟؟؟

برچسب: نویسنده: مدیر تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 21:07

صفحه بندی