انگار حرفهایمان هر روز باید تکرار شود تا که به یادمان بماندانگار تقدیر
مان نوشته شده به پای هم ولی دلم شکسته در راه توانگار لحظه
اشنایی ما همین دیروز بود که دست در دست هم گذاشتیم وعاشقانه لب درقلب
هم ونهادیم و قدیر را چه بازی هادادیم وقتی که خودمان خواستیم سرنوشتمان را
بسازیم.ولی افسوس دستهایم را رها کردی در کویرخشکیده.افسوس که قدمبر قلبم
گذاشتی وگذر کردی ازنگاه ماینک امروز امده است چرخ چرخید ورق برگشت
خورد،عشقمان سکوت کرد و اکنون تقدیر،مارابازیچه خودقرارداده است تورا در
ان سوی وما در سوی دیگرو فاصله رسیدن را هر روز دیرو دیر تر می کند.تورا
در اسمان می بینم و خودم را در زمین،بهتماشا نشسته ام فلک را،ای ستاره
من چشمکم زن تا تورا بیابم تقدیم به عشقی که به معشوقش نرسیده دوستت دارم

برچسب:
نویسنده: مدیر