خرید بک لینک

سلام

بانوی غزلهای گمشده ام تو در این دیار بودی ولي من به دنبال تو به گردجهان

می گشتم.غزلهایم را یک به یک می سرودم اما تو نبودی ومن تکوتنهادرسکوت

ابدیت جان می دادم.زانوانم را در ارزوی دیدن تو بر جاده انتظار میخ کوب کرده

بودن فقط برای دیدن تو.گاهی نبودنت مرا می کشت وترانهایم راسردو بی جان

می کرد ودل گمشده ام رادر این بیابان خشک به دنبال رده پا ای از تو

می کشانید تا در اولین رد پای تو قبری برای جسم بی جانم حفر کنم و خودم را

در مسیر قدمهای تو دفع کنم.اینک بعد از مدتها انتظار و التماس به رسم معرفت

امدی و نشانی در قلبم گذاشتی تا من همه چیز را به نام تقدیر بگذارم و دوباره

به گیسوان زیبای تو چنگ اندازم و برای ماندت دعا کنم.

الهام عزیزم اگه سالها برای امدنت انتظار بکشم لحظه ای از قلبم دور نخواهی

افتاد و عاشقانه پرستشت می کنم دوستت دارم.



برچسب: نویسنده: مدیر تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 21:08

صفحه بندی