خرید بک لینک
بساط کرده ام وتمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام ،بی انصاف چانه نزن حسرتهایم به قیمت عمرم تمام شده

از چی بگم؟

از این ک کارم شده تا صبح گریه؟

دیشب تا5 گریه کردم!

دیگه مامانم اومد دید حالو روزم خرابه بام حرفید گف خودتو داغون نکن و....

9هم پاشدم یعنی خواب به چشم نیومد!

مامان هی گیر داد بیا بریم پیاده روی اول جون نداشتم بعد قبول کردم

این همه ک گریه کردم بازم الان پای چشام خیسه هی الکی میگم چشام ضعیفه اوه داره میترکه و فلان!

خلاصه رفتیم ی رنگ مو گرفتیم مغازه داره پررووووووووووووو برگشته ب مامان میگه دخترتون شوهر کرده؟

خواستم بگم بابات شوهر کرده

اوه گفتم شوهررررر

مهری (دوسته 20ساله مامان)از مامان واس پسرش خواستگاری کرده بعد ک مامان گفته نه گیر داده ب بابام!ببین پوستشونو میکنم بررررن گم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

دیگه از داداشه خودمم بیزارم بدبخت تو خونه میحرفه احوالاتشو قهوه ایی میکنم هی میگه چت شده تو؟

اصـــــــــــــــلا گه شدم!

مشکلیه؟

همه آدما مثه همن دنباله عشق و حاله خودشوووووووون!پس منم دیگه میخوام خودخواه باشم!خسته شدم از بس الکی خندیدم همه گفتن خوش ب حالت چ انرژی میدی ب آدم!آخه کدومتون ا بالش خیسم خبرداره؟

دلم خوشه ب ی مشت کلاسو ....

استادمون هی گیر داده چن وقته ی جوری شدی!دیگه واسم دستی نمیکشی(منظورش خنده هامه)

حالم داغون تر از این حرفاس همشو یادم رفته!از همه بدتر مامان اینان ک گیر دادن چته؟بیابریم پیش روانشناس باش بحرف!

کارم شده سیاوش گوش دادن!با ی کلمه هم یاده ی مشت خاطره میفتم و چشام کلا خیسه!

با ی قلیونو ی نسترن ک 5ساله دارم

با ی دله خون!

از همتون معذرت میخوام اگه این روزا....سگم!

آشغالم !

خوتون ببخشید دیگه!


بعد تو راه آرایشگاه بودیم ک ی خورده موهامم کوتاه کنم ی تنوعی بشه مثلا حواسم پرت شه

ک عمه ی گران قدر زنگ زد گف میخوان ب اتفاق خراب شن اینجا!ماهم نرفتیم آرایشگاه دیگه..همین

برچسب: نویسنده: مدیر تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت: 0:34

صفحه بندی