
این شــعر را برای تو می گویم در یکـــ غــروب سـرد زمستانی
با آنکه فرسنگــــ ها ز تو دورم با آنـکه راه سپردی به بیـراهی
این شـعر را برای تو می گویم با آنکه عهد بسته را شکستی
با آنــکه در کــمال بی رحمی دادی مــــرا به دستـــــ طوفانی
این شعر را برای تو می گویم با یکــــ دل شـــکسته و خسته
با اعتماد رفتــــه از دســـــتم با نالــه های ناتمام بــی تابی
این شعر را برای تو می گویم هرچنــد یقین دارم نمی خوانی
اما بدان امـــید دلی هستی آنــهم دل الـــهه ی تنــــهایی...
الهه
برچسب:
نویسنده: مدیر